شما اینجا هستید: خانه / آخرین مطالب سنگر / خانواده و آشنایان / دوستان / برادر فرزاد سمیع / ماه رمضان در آلمان این گونه گذشت، توزیع غذا به سبک برادرانه

ماه رمضان در آلمان این گونه گذشت، توزیع غذا به سبک برادرانه

برادر فرزاد سمیع برای سفر تحصیلی در آلمان به سر می برند خاطره ی زیر مربوط به ماه رمضان امسال است

ماه رمضان امسال هم تمام شد. علی رغم تمام فرصت سوزی هایی که در این ماه کردیم ولی تجربه ی جالبی بود. روزها در شهر ما نسبتا طولانی بود، مدت زمان روزه داری ما چیزی حدود ۱۹-۲۰ ساعت بود. یعنی از قبل ۳ صبح تا ۱۰ شب. همین مسئله ترغیب می کند که آدم شب را نخوابد و این فاصله ی ۴-۵ ساعته را صرف خوردن و آشامیدن کند!

 

برنامه ی من هم این طور بود که بعد از اذان صبح تا حدود ساعت ۱۰ می خوابیدم و بعد به دانشگاه می رفتم و تا نزدیک اذان، ۹ شب، کار می کردم و بعد به خانه بر میگشتم، افطاری را چیزی سبک می خوردم و بعد تا سحر مقداری میوه، برای سحر هم اکثرا برنج به همراه سبزیجات و آبمیوه می خوردم.

البته خدا هم توفیق داد که چندین مراسم افطاری مختلف را شرکت کنم. مثلا مسجدی در نزدیکی خانه مان بود که مدیریت آن به دست ترکها بود. همانطور که می دانید، اذان مغرب برای اهل سنت همان غروب آفتاب است، یعنی چیزی حدود نیم ساعت زودتر از اذان ما. برنامه مسجد به این صورت بود که هنگام غروب نماز جماعت مغرب می خواندند و بعد از نماز هم افطاری می دادند.

نحوه ی سرو افطاری هایی که شرکت کردم هم جالب بود. مثلا در مسجد ترکها، بانی خود مسجد بود؛ برنج، نوعی سوپ، نوعی خورش و سالاد افطاری هر شبشان بود که فقط نوع آنها عوض می شد. بعد از نماز افراد به صف می شدند و بعد دقیقا مثل سلف دانشگاه یکی یکی ظرفهای فلزی را بر می داشتند و مسئول هر دیگ مقدار غذا داخل ظرف می ریخت. در محوطه هم تعدادی میز و نیمکت قرار داده بودند برای نشستن؛ یعنی دقیقا شبیه سلف دانشگاه.

یکی دیگر، مرکز اسلامی متعلق به اهل سنت بود که چیزی شبیه NGO حساب می شود و اکثر دانشجو بودند. معمولا چندین نوع غذا و سالاد و شیرینی پخته می شد و ظرفها روی میز قرار می گرفت. بعد هر کسی از هر کدام که متمایل بود برای خود بر می داشت و بعد سر سفره می نشست. در این مرکز بعد از افطار، نماز تراویح تا سحر به جماعت اقامه می شد.

 

و مراسم دیگر هم متعلق به حسینه ی شیعیان بود که اکثر لبنانی و عراقی بودند. افطارهای اینجا هم دو گونه بود. در گونه ی اول، یک نوع غذا توسط بانی پخته می شد بعد سفره پهن می شد و آدمها سر سفره می نشستند و بعد چند نفر، غذاها را با سینی می آوردند و به هر کسی می دادند، چیزی شبیه هیئت های ایران.

 

اما در اکثر شب ها مراسم افطار در حسینیه به گونه ای دیگر بود. من شخصا خیلی از این مدل افطاری و مهمانی خوشم آمده است. در این مدل، هر خانواده ای مقداری غذا به سبک و سلیقه ی خود می پزد و می آورد، بعد غذاها را روی میز می گذارند و هر کسی از هر غذایی خواست برای خودش بر می دارد. این «مدل توزیع شده» نه نیازی به بانی دارد، نه زحمت کار به دوش عده ای قلیل می افتد، در ضمن تنوع غذا هم بیشتر می شود. همه ی خانواده ها در برگزاری مراسم مشارکت می کنند و مجلس متعلق به همه است. البته طبیعی است که افراد مجردی مانند ما همیشه مصرف کننده هستند و لذت مشارکت کامل را از دست می دهند.

 

اگر این فرهنگ در کشور ما هم رواج داشت خوب بود، به قول معروف «تا مردم زنده باشد، او را از قوت چاره نیست» و بالاخره مردم در حال غذا می خورند، حالا اینکه هر کس غذای خود را بیاورد باعث می شود زحمت مهمانی ها و مراسم ها کمتر شود و هزینه های میزبان هم کمتر شود.

منبع: http://alef-lam-mim.blogfa.com/post-335.aspx

برادر فرزاد سمیع روی یکی از درختان کهن منطقه سراب کهمان الشتر

برادر فرزاد سمیع روی یکی از درختان کهن منطقه سراب کهمان الشتر

درباره محسن بهرامی

یک نظری بگذارید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

*

رفتن به بالا